20 خرداد 1405 / ۲۴ ذو الحجة ۱۴۴۷
شناسه خبر : 48947
دوشنبه 08 شهريور 1395 , 11:11
دوشنبه 08 شهريور 1395 , 11:11


خواب سنگین عربی
سید محمدعماد اعرابی
ماشه هرمز
دکتر علیرضا معشوری
همزمانی بحران انتخابات و سرکوب خیابانی
علیرضا رجائی
پایان عصر ذهنهای استعمارزده
محمدرضا الهی
بگرد تا بگردیم!
حسین شریعتمداری
پایان سکوت راهبردی آغاز عملیات «نصر»
حسن رشوند
سیاست پیشگیرانه ایران در منطقه و افق مذاکرات
علیرضا رجائی
سکوت قانون اساسی یا سوءبرداشت از آن؟
امین اماناللهپور
جنگی که پایانش فقط روی کاغذ اعلام میشود
سیدرضا موسوی فاضل
دورنمای آتشبس و جنگ ۱۰۰ روزه
محمد ایمانی
تجلی وحدت ملی، ایستادگی تاریخی و دفاع آگاهانه از میهن
امین توکلیزاده

گوش و چشمی که وارث حسین(ع) شد!
محسن قنبریان
دلنوشتهای از سر درد و دلتنگی
علیرضا ضابطی سیستان
صبح دلتنگی رهبر و فرماندهان شهید
طاهر اسدی
شبهای بمباران، در آغوش مخملین دعا
ر . جعفری

شهید سیاح طاهری دقایقی قبل از شهادت/فیلم
سعید سیاح طاهری اسمی شناخته شده برای مسئولان و متولیان فرهنگ نبود. او از نسل کسانی بود که هشت سال در جبهههای دفاع از ملت ایران ایستادگی کرده بود و پس از جنگ با بدنی پر از ترکش و چشمی نابینا تصمیم میگیرد تا فرهنگ حماسه را سال به سال به نوجوانان این کشور یادآوری کند. او موسس جشنواره دانش آموزی فیلم دفاع مقدس بود. جشنوارهای که دهمین دوره آن بدون حضور حاج سعید در بوشهر برگزار شد.
هر سال به مناطق محروم میرفت، تمام دانش آموزان را جمع میکرد و برای آنها فیلم نمایش میداد. در همین مناطق محروم بود که هنرمندان همراه او میشدند تا بچههای محروم یک شهر و روستا با اشتیاق کامل به سمت سالن اکران جشنواره راهی شوند. مثلا قرار بود آنها برای اولین بار پرویز پرستویی را از نزدیک ببینند!
شهید طاهری بانی برگزاری مسابقات بزرگ کتابخوانی در زندانهای کشور بود. او کتاب «دا» را به زندانها برد و برای زندانیان برگزیده دستور تخفیف مجازات و ... میگرفت. طرحی که در نتیجه آن، نگاه بسیاری از زندانیان به اتفاقات اطرافشان را تغییر داد.
سیاح طاهری نمونه یک آدم فرهنگی واقعی بود،کسی که شعار نمیداد و فقط کار میکرد. در یکی از جشنوارههای دانشآموزی فیلم دفاع مقدس متوجه میشود که از میان دهها هزار دانش آموز یک شهر، سه نفر هم هستند که در فلان روستای صعب العبور و دور افتاده مشغول تحصیلند. لندکروز سپاه را بر میدارد و روانه جاده پر شیب و خطر روستا میشود. نصف روز رانندگی میکنند تا آن سه نفر را به جشنواره برساند. در این میان مخالفتهای زیادی را تحمل میکند و در آخر میگوید: اگر روزی این سه نفر بفهمند که ما اینجا برای همه دانش آموزها جشنواره برگزار کردهایم و آنها نبودهاند غصه دار نمیشوند؟ نمیگویند که چون بدبخت و دور افتادهایم پس جمهوری اسلامی هم به ما توجه نمیکند؟
سعید سیاح طاهری پس از سالها کار فرهنگی در سن 58 سالگی تصمیم میگیرد به سوریه برود تا جوانان و رزمندگان از تخصص او در زمینه استفاده از موشک و ادوات ضد زره استفاده کنند. او در زمستان 94 درحالی که برای شناسایی به جنوب غرب استان حلب و منطقه خان طومان رفته بود، مورد اصابت خمپاره قرار گرفت و بشهادت رسید.
فیلم زیر، 20 دقیقه قبل از شهادت سعید سیاح طاهری است. او در این فیلم با شهید شیخ جابر زهیری همکلام است.
منبع: تسنیم


حاجمحب؛ نقطه وصلِ دلها بود
علیرضا ضابطی سیستان
یاداشتی از تنگه هرمز، به قلم رزمندۀ میدان دیروز و امروز
رضا امیریان فارسانی
روایت خلبان F-۱۴ از فتح خرمشهر و مقاومت دزفول
مهدی طلوع وند
راز سفرهای که ۷ نفر را مسافر بهشت کرد
مریم صاحب محمدی نژاد
















